a

Facebook

Twitter

کپی رایت 2017 سبل السلام.
تمامی حقوق محفوظ است.

9128721982

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
فهرست
 

کم فروشی و اقسام آن

گروه فرهنگی تبلیغی سبل السلام > مقاله  > کم فروشی و اقسام آن

کم فروشی و اقسام آن

یکی از معضلاتی که جامعه کنونی با آن مواجه می باشد کم فروشی است، که یکی ازمطاهر تضییع حق النّاس است،و در همه زمان ها و در همه اصناف و شغل ها به نحوی وجود داشته و دارد.

قرآن درباره حضرت شعیب می فرماید: حضرت شعیب به قومش فرمود:

«… فَأَوْفُوا الْکیلَ وَ الْمِیزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ…»[۱]

حقِ پیمان و وزن را ادا کنید و از اموال مردم چیزی نکاهید.

در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز کم فروشی رواج داشت، قرآن می فرماید:

«وَیلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ الَّذِینَ إِذَا اکتالُوا عَلَی النَّاسِ یسْتَوْفُونَ وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یخْسِرُونَ أَلا یظُنُّ أُولئِک أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ»[۲]

وای بر کم فروشان، آنهایی که وقتی برای خود کیل می کنند حق خود را به طور کامل می گیرند امّا هنگامی که می خواهند برای دیگران کیل یا وزن کنند کم می گذارند آیا آن ها باور ندارند که برانگیخته می شوند».

ابن عباس می گوید: «هنگامی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وارد مدینه شد بسیاری از مردم سخت آلوده به کم فروشی بودند. تا این که سوره «مطففین» نازل شد و بعد از آن مردم کم فروشی را ترک کردند.

مرحوم طبرسی قدس سره در مجمع البیان در شأن نزول آیه اول سوره «مطفّفین» می گوید: «در مدینه، مردی بود به نام ابوجُهینه که دو پیمانه کوچک و بزرگ داشت هنگام خرید از پیمانه بزرگ استفاده می کرد و به هنگام فروش از پیمانه کوچک. درست مانند کسی که هرگاه طلبی از کسی داشته باشد سر وعده، آن را می گیرد امّا اگر بدهکار باشد ماهها تأخیر می اندازد».[۳] از امام باقر علیه السلام نقل شده است: «هنگامی که علی علیه السلام در کوفه بود هر روز صبح در بازارهای کوفه می آمد و بازار به بازار می گشت و در وسط هر بازار خطاب به بازاریان می فرمود:” ای گروه تجار! از خدا بترسید. و از دروغ گفتن، ظلم کردن، ربا خوردن، اجتناب کنید و پیمانه و وزن را به طور کامل بدون کم و کاست بدهید و چیزی از حق مردم کم نگذارید، و حتّی بیشتر هم بدهید”».

علی علیه السلام از کنار مغازه قصابی می گذشت، دید کنیزی گوشت می خرد و می گوید: «زیادتر بده.» حضرت به قصّاب فرمود: «زیادتر بده که برکت آن بیش تر می شود».[۴] نکته قابل توجه این است که گرچه آیات قرآن درباره کم فروشی درباره کیل و وزن است، اما بدون شک این آیه مفهوم وسیعی دارد و شامل هرگونه کم فروشی می شود. چه در کیل و وزن و چه در چیزهای عددی و متری و.. ..

بلکه بعید نیست با استفاده از الغاء خصوصیت، کم گذاردن در خدمت را نیز فرا گیرد، مانند کم کاری. زیرا کسی که تعهّدِ خدمت در یک سازمان یا شرکت را می دهد در حقیقت بخشی از ساعات فعّال خود را به آن سازمان و شرکت می فروشد. حال اگر از این مدّت زمان، کم کاری کند در واقع از وقت فروخته شده خود کم گذاشته است. و شاید این نوع کم فروشی از سایر کم فروشی ها در جامعه رایج تر باشد. کسی که باید هشت ساعت کار کند؛ گاهی کار واقعی او یک ساعت هم نمی شود در حالی که حقوق هشت ساعت کار را می گیرد و از نظر شرعی چنین افرادی در مقابل حقوقی که از بیت المال مسلمین یا صاحبان کار می گیرند مسئول و ضامن هستند.

کم کاری برای هر فرد در کار خودش مصادیقی پیدا می کند:

مثلا برای علما و روحانیون یکی از مصادیقش این است که برای منبر رفتن در ایام خاص تبلیغی مثل ماه مبارک رمضان یا ماه محرم و یا ایام دیگر در هر مناسبتی که به منبر می روند کمتر مطالعه می کنند و بدون آمادگی به منبر می روند و از داشته های ذهنی خود استفاده می کنند.

یا برای اقشار دیگر به نحوه های زیر متصور است.

الف)  مثلا دیرتر از وقت به سر کار می آید و پیش از تمام شدن وقت دست از کار می کشد.

ب) در اوقات ساعات کاری، کار شخصی خود را انجام می دهد.

ج) با همکاران به جای کار، به صحبت و گفتگوی بیهوده می پردازد.

د) در وقت کار تلفنی با دوستان یا خانواده اش صحبت می کند.

ه) بی کار می نشیند یا قدم می زند در صورتی که کارهای زیادی را باید انجام دهد،و کارهای خود را به وقت دیگری واگذار می کند.

روزی مردی فقیر برای خرید مقداری نان به نانوا مراجعه کرد و از آنجایی که پولی در بساط نداشت قرار بر این شد تا از این پس هر روز مرد روستایی به ازای گرفتن یک کیلو نان به همین میزان از شیر گاوهایش را به مرد نانوا بدهد. مدتی گذشت و هر روز نانوا به پیرمرد یک کیلو نان میداد و پیرمرد هم پس از بردن نان به خانه برای نانوا یک کیلو شیر تازه گاو می آورد.

پس از مدتی مرد نانوا تصمیم گرفت که یک بار صداقت پیرمرد را مورد آزمایش قرار دهد تا مبادا به او کم فروشی کرده باشد.

به همین دلیل پس از گرفتن ظرف شیر از پیرمرد آنرا وزن کرد و در کمال ناباوری دید که ۹۰۰ گرم است.

مرد نانوا به محکمه شکایت برد که پیرمردی روستایی مدت طولانیست که به او کم فروشی میکند.

دادگاه پس از احضار پیرمرد از او علت کم فروشیش را جویا شد.

پیرمرد با لبخندی گفت: من وزنه ۱ کیلوگرمی در خانه نداشتم. به همین دلیل نان گرفته شده از این مرد را در یک کفه ترازو میگذاشتم و به همین مقدار در کفه دیگر شیر میریختم. پس کم فروشی از این مرد بوده است نه من ……

ضرب المثل معروفی هست که میگوید: “از هر دست بدهی از همان دست پس میگیری.”[۵]

——————————-

[۱] اعراف، ۸۵

[۲] مطففين، ۱

[۳] تفسير نمونه، ج ۲۶/ ۲۵۱

[۴] تهذيب طوسى، ج ۷/ ۷

[۵] داستانهای پند آموز ص۲۲

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید