a

Facebook

Twitter

کپی رایت 2017 سبل السلام.
تمامی حقوق محفوظ است.

9128721982

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
فهرست
 

شرک و مصادیق آن در زندگی

گروه فرهنگی تبلیغی سبل السلام > مقاله  > شرک و مصادیق آن در زندگی

شرک و مصادیق آن در زندگی

شرک یکی از گناهانی است که در قرآن به آن اشاره شده است.

بر اساس آیات و روایات قرآن در برخی از انسان‌های مؤمن نوعی شرک خفی وجود دارد که اگر چه این شرک خفی خود گمراهی نیست، اما نهایت و نتیجه آن چیزی جز گمراهی نخواهد بود. شرک خفی همان توسل انسان به غیر خداست که به انحاء مختلف در میان مسلمانان و مومنان رواج دارد.

درباره استحاله شریک به هر شکلی برای خداوند آیت الله جوادی آملی می فرمایند: شریک داشتن برای خداوند مستحیل است؛ نه انسان می‌تواند برای خداوند شریکی برگزیند و نه خداوند شریکی برای خود قرار می‌دهد؛ چرا که شریک برای خداوند متعال «لاشیء» است و قدرت به لاشیء تعلق نمی‌گیرد. بر این اساس، محال بودن شریک برای خداوندی که «علی کل شیء قدیر» است این گونه متصور است که «شریک، لاشیء است» و چون شریک، نیستی و معدوم محض است دیگر برای نیستی قدرتی متصور نیست؛ لذا محال نه مقدور خداست و نه مقدور غیر خداست.(۱)

اما بر اساس آیات قرآنی اکثریت مردم به شکلی گرفتار نوعی از انواع شرک گرفتار هستند. خداوند می فرماید: وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ؛ بیش تر مردم به خداوند ایمان ندارند مگر آن که آنان مشرک هستند.(۲)

پس بسیاری از مردم گرفتار شرک خفی و نهان و شرک افعالی و عملی هستند؛ چنان که امام صادق(ع) نیز می فرماید: هرگاه شخصی بگوید اگر فلانی نبود هلاک می‌شدم یا بر سر من چنین و چنان می‌آمد، چنین شخصی گرفتار شرک است.(۳)

طولی بودن اسباب و مساله شرک خفی

باید توجه داشت که دنیا دارالاسباب است. در روایت است که: أبی الله ان یجری الاشیاء الا باسبابها؛ خداوند ابا دارد که امور و اشیا جز به اسباب آن جریان یابد.( ۴)

در مجمع البحرین طریحی این حدیث این گونه آمده است: ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها فجعل لکل شی ء سببا و لکل سبب شرحا و جعل لکل شرح علما و جعل لکل علم بابا ناطقا؛ خداوند امتناع و ابا دارد که امور جز به اسباب آن جریان یابد؛ پس خداوند برای هر چیز سببی و برای هر سبب حکمتی و برای هر حکمتی علم ودانشی و برای هر دانشی دروازه گویایی قرار داده است.

اما مشکل این است که برخی این اسباب را مستقل یا در عرض خداوند قرار می دهند؛ پس آن کسی که اسباب را در عرض خداوند قرار داده، او را شریک خداوند دانسته است و اما کسی که او را در طول قرار می دهد و استقلالی برای او قایل است، او نیز برای خداوند شریک قرار داده است و تنها کسی که اسباب را در طول قرار می دهد و به عنوان ابزار الهی می داند و با آن تعامل می کند، از شرک رسته است.

پس وقتی گفته می‌شود : اول خدا بعد دکتر یا فلان شخص، در این جا این دوم می تواند شرک باشد؛ چرا که خداوند خود می فرماید که « هو الأول و الاخر؛ او اول و آخر است».(۵)

البته از آیات بسیاری از جمله آیه ۷ سوره زمر به دست می آید که بسیاری از مردم حتی مسلمانان و مومنان، دچار این گونه شرک هستند یا می شوند. خداوند می فرماید: وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَهً مِنْهُ نَسِیَ مَا کَانَ یَدْعُو إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِهِ؛ و چون به انسان آسیبى رسد، پروردگارش را- در حالى که به سوى او بازگشت‏کننده است- مى‏خواند سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا کند، آن مصیبتى‏ را که در رفعِ آن پیشتر به درگاه او دعا مى‏کرد، فراموش مى‏ نماید و براى خدا همتایانى قرار مى‏دهد تا خود و دیگران را از راه او گمراه گرداند.

پس شخص گمان می کند که این پزشک بوده که او را شفا داده است؛ در حالی که شافی تنها خداوند است و کاری که دکتر کرده درمان و شفا نبوده است، بلکه تنها سبب و ابزار درمان الهی بوده است؛ چنان که تخته پاره ای در دریا موجب نجات شخص نیست بلکه اراده و مشیت الهی است که او را از غرق شدن نجات داده است.

اگر از انسانی که حاجتش را خداوند برآورده کرده است بپرسیم که چه شد مشکلت حل شد؟ خواهد گفت: فلان طور شد، یا فلانی کمک کرد، یا باد آمد و یا هر چیز دیگری. این همان کفر و شرک خفی است؛ چرا که همه این‌ها سربازان الهی و اسباب و وسایل الهی هستند. بنابراین نمی توان از وسیله تشکر و سپاسگزاری کرد، بلکه باید از خداوند تشکر کرد؛ تشکر از اسباب در بسیاری از موارد به شرک خفی و نهان باز می گردد که شخص هر چند که آن را شرک و گمراهی عنوان نمی‌کند اما نهایت پایان این نوع تفکر و شرک را گمراهی است.

امام صادق (علیه السلام) در تبیین این حقیقت که چگونه اکثر مؤمنان، مشرکند؟ فرمود: هو قول الرجل: لولا فلان لهلکت و لولا فلان لما أصبت کذا و کذا و لولا فلان لضاع عیالی؛ ألا تری أنه قد جعل لله شریکا فی ملکه یزرقه و یدفع عنه؟ قلت: فنقول: لولا أن الله من علی بفلان لهلکت، قال: نعم لا بأس بهذا و نحوه؛ سخن مردی که می گوید: اگر فلانی نبود هلاک می شدم و اگر فلانی نبود چنان و چنان بر سرم می آمد و اگر فلانی نبود خانواده ام از دست رفته بود، از مصادیق شرک است؛ آیا نمی بینی او در فرمانروایی و ملک خداوندی شریک قرار داده که او را روزی می دهد و یا از او بلایی را دفع می کند؟ روای گوید: به امام(ع) عرض کردم: پس می گوییم: اگر خدا بر من به سبب فلانی منت نگذاشته بود هلاک شده بودم. امام(ع) فرمود: بله این خوب است و به این گونه سخن گفتن و مانند آن اشکالی نیست. (۶)

خداوند به مومنان نیز هشدار می دهد که پس از آن که از مرتبه اسلام به ایمان رسیده اند(۷) باید در مراتب ایمانی نیز رشد یافته و بر ایمان خویش بیافزایند تا از شرک و انواع و اقسام نهان و خفی آن رها یابند و به توحید افعالی برسند که بالاترین توحید است.

به سخن دیگر به توحید محض رسیدند نیازمند ایمان آوری در مراتب بسیاری است. از همین روست که فرمان می دهد: یا أیها الذین امنوا امنوا بالله و رسوله؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و رسولش ایمان بیاورید.(۸)

شرک خفی بسیار نهان و آهسته و آرام است. از همین روست که باید انسان مومن مواظب و مراقب باشد که گرفتار شرک خفی و نهان نشود. پیامبر اکرم(ص) درباره شرک نهان و خفی می‌فرمایند: نیه الشرک فی امتی اخفی من دبیب النمله السوداء علی الصخره الصماء فی اللیله الظلماء، شرک، پنهان‌تر است از صدای پای مورچگان کوچک بر روی سنگ صاف در شب ظلمانی و کم‌ترین درجه شرک این است که ظلم (ظالمی) را دوست و عدل (عادلی) را دشمن بدارد. (۹)

حضرت پیامبر (ص) بر امت از شرک خفی و نهان می هراسید. ایشان در این باره نیز فرمودند: ان اخوف ما اخاف علیکم الشرک الاصغر. قالوا: و ما الشرک الاصغر یا رسول الله؟ قال: الریا، یقول الله تعالی یوم القیامه اذا جاء الناس باعمالهم اذهبو الی الذین کنتم ترائون فی الدنیا، فانظروا هل تجدون عندهم من جزاء؟!؛ خطرناک‌ترین چیزی که از آن بر شما می‌ترسم، شرک اصغر است. اصحاب گفتند: شرک اصغر چیست ای رسول خدا؟ فرمود: ریاکاری، روز قیامت هنگامی که مردم با اعمال خود در پیشگاه خدا حاضر می‌شوند، پروردگار به آن‌ها که در دنیا ریا کردند می‌فرماید: به سراغ کسانی که به خاطر آن‌ها ریا کردید بروید، ببینید پاداشی نزد آن‌ها می‌یابید»؟ (۱۰)

کم‌ترین شرک این است که انسان کمی از ظلم را دوست بدارد و از آن راضی باشد و یا کمی از عدل را دشمن بدارد. آیا دین چیزی جز دوست داشتن و دشمن داشتن برای خداست؟ خداوند می‌فرماید: بگو اگر خدا را دوست می‌دارید مرا (دستورهای مرا) پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد.


۱)تفسیر تسنیم ج۴ص۲۱

۲)یوسف، آیه ۱۰۶

۳)تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۴۷۶، ح ۲۳۵

۴)مجموعه الاثار، ج۱، ص۴۰۸

۵)حدید، آیه ۳

۶)بحارالانوار، ج ۵، ص ۱۴۸

۷)حجرات، آیه ۱۴

۸)نساء، آیه ۳۶

۹)المیزان، ج ۳ ج ۲، ص۷۱

۱۰) بحار الأنوار، ج ۷۲، ص ۳۰۳

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید