a

Facebook

Twitter

کپی رایت 2017 سبل السلام.
تمامی حقوق محفوظ است.

9128721982

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
فهرست
 

حجاب و فواید آن برای انسان

گروه فرهنگی تبلیغی سبل السلام > مقاله  > حجاب و فواید آن برای انسان

حجاب و فواید آن برای انسان

حیا و حجاب دستوری حكيمانه است كه برای سلامت روحی و روانی همه افراد جامعه از سوی خداوند حکیم به همه انسان ها اعم از زن و مرد امر شده است .

اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.

حجاب و حیا دو بُعد متحد و مکمل یکدیگرند، یک رابطه و تعامل دوسویه دارند و به تعبیری دو بال برای پریدن انسان اند. حیا محرک انسان برای رعایت حجاب و پوشش است و حجاب، محافظ و نگهبان روح حیا و عفت آدمی است.

چنانکه اگر حیای انسان زائل شود روح انسان به حجاب امر نمی کند. و اگر حجاب نیز زائل شود پرده های حیا و شرم دریده خواهند شد.پس لازمه ی حفظ حجاب،حیا باطنی است و لازمه ی تداوم حیا ، حفظ حجاب می‌باشد.

اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏ گرى او ناشى می‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است.

امیر المؤمنین(ع) می فرمایند: «خیار خصال النساء شرار خصال الرجال، الزهو، و الجبن و البخل».(۱)  شاید از ظاهر این روایت برداشت شود که رذائلی مثل تکبر یا ترس و یا بخل، برای زنان فضیلت محسوب می شوند، ولی با توجه به ادامه روایت و قرائنی از این دست، معنای این روایت به درستی مشخص می شود.

حضرت علی(ع) در ادامه می فرمایند: هر گاه زن متکبر باشد [به کسی جز شوهرش] سر فرود نمی آورد؛ و هر گاه بخیل باشد مال خود و شوهرش را نگاه می دارد؛ و هر گاه ترسو باشد از آن چه به او روآورد [و موجب بدنامی و خشم شوهرش گردد] می ترسد و [دوری می گزیند].

شهید مطهری ذیل این حدیث می نویسند: «نمی گوید زن خوب است متکبر باشد، مطلقاً حتی با زنان دیگر؛ نه؛ زن با زنان دیگر نباید متکبر باشد. با محارم خودش چه طور؟ با شوهرش، با پدرش، با بردارش، با عمویش، با دایی اش؛ بدیهی است که این ها نیز نباید متکبر باشد. انسان هم که دو جور خُلق نمی تواند داشته باشد. آدم یا متکبر است یا متکبر نیست. این حدیث می گوید: زن در مقابل مرد نامحرم رفتارش متکبّرانه باشد. البته «زهو» که این جا آمده با کلمه ی «تکبر» کمی فرق دارد؛ یعنی رفتارش بزرگ منشانه باشد، آن تواضع ها و فروتنی هایی که مثلاً یک مرد در مقابل مرد دیگر، یک زن در مقابل زن دیگر، و یا یک زن در مقابل یک مرد محرم از خود نشان می دهد که قدم شما روی چشم؛ دل ما را روشن کردید، تشریف بیاورید و از این قبیل؛ برای زن شایسته نیست که در مقابل مرد نا محرم از خود نشان دهد این همه خودش را کوچک کند. زن در مقابل یک مرد نامحرم که قرار می گیرد باید خودش را بگیرد و لهذا می فرماید که اگر زن با یک مرد نامحرم این طور رفتار کند، آن نامحرم همیشه میان خودش و آن زن یک حریم و یک دور باش قائل می شود. پس این تکبر مربوط به رفتار شد نه مربوط به خُلق»(۲)

یکی از موارد حفظ حجاب، حفظ حریم خانواده است که موجب می شود که مردان برای رسیدن به وصال زنان مطلوب خویش، راهی جز ازدواج نداشته باشند. به عبارت دیگر در هیچ مرحله ای، نیازهای جنسی شان در جامعه و از راه حرام تأمین نمی شود؛ حتی از طریق نگاه.

وقتی زنان پوشش مناسب را کنار می گذارند، به دلیل ظاهر شدن جذابیت های جنسی شان، هم خودشان به ارسال پیام های جنسی سوق داده می شوند (به خصوص با الگو برداری از مدل های ارایه شده در شبکه های مجازی پورنو و…)، و هم مردان، آن ها را شریکان جنسی قابل دست رسی می بینند. بسیار واضح است که در چنین شرایطی نیازی به تقید به قیود دست وپاگیر ازدواج، برای ارضای میل تبّرج در زنان و ارضای غرایز جنسی در مردان نیست.

هنگامی که زنان بسیار آسان و ارزان در اختیار مردان قرار دارند، مسلماً آنان زحمت ازدواج و الزامات اخلاقی و حقوقی پس از آن را به خود نمی دهند و در ضمن خود را از تنوع موجود در حراج اجتماع محروم نمی سازند. شاید مردان و حتی زنان، تنها زمانی به فکر ازدواج بیافتند که نیاز درونی خویش را برای داشتن یک همراه و تکیه گاه درک نمایند و مسلماً این بسیار دیر است. بنابر این حجاب در مرحله نخست، ارزش ازدواج و تشکیل خانواده را بالا می برد. در مرحله ی بعد حجاب و عفت ورزی حریم خانواده را حفظ نموده، از فروپاشی آن جلو گیری می کند.

مورد دوم جلوگیری از فساد و روابط ناسالم جنسی است که  کشاندن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند. برعکس آن چه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده و گفته اند که «حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است» بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی، موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. پوشاندن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آن چه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است، آلوده کردن محیط کار به لذت جوئی های شهوانی است.

تبدیل شدن محیط کار به محفل لذت جوئی های جنسی و شهوت رانی، از آثار شوم حجاب در زمینه ی اقتصاد است. البته اساساً هرزگی و بی بند وباری افراد جامعه و نیروی انسانی مولّد، از آن جا که ناآرامی های روانی و ناخوشی های جسمی را به دنبال دارد، رشد فرهنگی و بالندگی علمی کشور ها و جوامع را هم دچار کندی می نماید.

مورد سوم قرار گرفتن زن درجایگاه اصلی خویش می باشد شهید مطهری در کتاب «مسأله ی حجاب» یکی از نظریات مشهور در باب ریشه ی اخلاق جنسی زن (از قبیل حیا و عفت) را بررسی می نمایند: «حیا و عفت و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گران بها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است.» (۳)

 


۱)نهج البلاغه ح۲۱٫

۲)مسأله ی حجاب، ص ۹۸٫

۳)مسأله ی حجاب، ص ۹۲٫

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید