a

Facebook

Twitter

کپی رایت 2017 سبل السلام.
تمامی حقوق محفوظ است.

9128721982

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
فهرست
 

توصیه به امانتداری

گروه فرهنگی تبلیغی سبل السلام > مقاله  > توصیه به امانتداری

توصیه به امانتداری

از بهترین اوصافی که خداوند برای  انبیای الهی در قرآن  اشاره کرده است، صفت نیک امانتداری است .

در قرآن مجید امانت به صورت مفرد یا جمع بارها تکرار شده است. در آیات قرآن کریم درباره شش نفر از پیامبران بزرگ الهى یعنی حضرت نوح و هود و صالح و لوط و شعیب و موسى (علیهم السلام) جمله «اِنِّى لَکُمْ رَسُولٌ اَمِینٌ» (۱) دیده مى‌شود که نشان واضحى از اهمیت این فضیلت اخلاقى است که در کنار امر رسالت قرار گرفته، و بدون آن هرگز اعتماد امت‌ها به رسولان جلب نمى‌شد.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ هُمْ لاَِماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ.»(۲)

در این آیه به برجسته صفات مؤمنان راستین یعنی حفظ امانت و پاى بندى به عهد و پیمان اشاره شده است. قابل توجه این است که «امانات» در اینجا به صورت جمع ذکر شده که اشاره به انواع و اقسام امانت است و بسیارى از مفسران قائل هستند که امانت در این آیه، تنها شامل امانت‌هاى مالى نیست بلکه شامل امانات معنوى مانند قرآن و آیین خدا و عبادات، وظائف شرعیه و همچنین شامل نعمت‌هاى مختلفى که خداوند به انسان داده است مى‌شود،(۳)

از اینجا روشن مى‌شود که مؤمنان واقعى و انسان‌هاى شایسته کسانى هستند که تمام این امانت‌ها را مراعات کنند و مراقب حفظ همه آنها باشند.

تعبیر به «راعون» که از ماده رعایت است (توجه داشته باشید که این واژه از ماده «رعى» به معنى مراقبت از گوسفندان به هنگام چرا گرفته شده است)(۴) نشان مى دهد که منظور از آن چیزى بیش از اداى امانت است بلکه مراقبت همه جانبه از آن را توصیه مى‌کند.

برای روشن تر شدن موضوع مورد بحث، ابتدا به تعریف واژه امانتداری می پردازیم . معنای امانتداری آن است که شخصی به دیگری چیزی را به منظور حفظ و نگهداری بسپارد و او قبول کند، در این صورت، شخص امانتدار موظف است بدون کوچکترین دخل و تصرفی، مورد امانت را به صاحبش بازگرداند و فرق امانت (یاودیعه) با عاریه در این است که در شی ء مورد امانت، امانتدار حق تصرف ندارد، ولی در عاریه چنین نیست; برای استفاده عاریه کننده می باشد، نظیر این که شخصی کتابی را از دیگری برای مطالعه کردن بگیرد و پس از مطالعه به او باز گرداند .

امانتداری در واقع از قوانین بین المللی اسلام می باشد و انسان مؤمن در برابر همه انسان ها (اعم ازمؤمن وغیرمؤمن) موظف است که در امانت خیانت نکند، و این مطلب از روایات فراوانی استفاده می گردد; چنان چه امام محمدباقر ( علیه السلام) می فرماید: سه چیز است که خدای متعال در آن ها برای کسی رخصتی قرار نداده (یعنی در مورد مؤمن و غیر مؤمن حکم آن ها فرق نمی کند):

۱ – برگرداندن امانت به انسان، نیک باشد یا فاجر .
۲ – وفای به پیمان برای نیکوکار یا فاجر .
۳ – نیکی کردن به پدر و مادر، نیک باشند یا بدسرشت . (۵)

و در حدیث دیگری امام صادق ( علیه السلام) فرمود: تقوا پیشه کنید و بر شما باد امانتداری، پس اگر قاتل امیرالمؤمنین ( علیه السلام) امانتی را به من بسپارد، هرآینه آن را به او باز می گردانم (۶)
همین طور، قرآن کریم آن جا که سخن از رد امانات دارد، مطلب را به طور مطلق ادا فرموده، و هیچ قیدی به همراه اصل مطلب نیاورده است که مثلا بفرماید: فقط امانات مؤمنین را بازگردانید، بلکه فرموده است: ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها» (۷) و همچنین در اوصاف مؤمنین و نمازگزاران فرموده است: والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون » (۸)

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام به نام عبدالرحمن بن سیاسبه می گوید: هنگامی که پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستان او به منزل ما آمد و پس از تسلیت گفتن، پرسید: آیا پدرت از مال و ثروت چیزی گذاشته؟ گفتیم: نه . کیسه ای به من داد که در آن هزار درهم بود و گفت: این پول رابگیر و در خرید و فروش، سرمایه خود قرار ده . این پول به رسم امانت در دست تو باشد . سود آن را به مصرف احتیاجات زندگی برسان و اصل پول را به من برگردان . بسیار خوشحال شدم . نزد مادرم آمده، جریان را شرح دادم . شبانگاه نزد شخصی از دوستان پدرم رفتم . او سرمایه مرا پارچه های مخصوصی خرید و مغازه ای برایم تهیه کرد . در آن جا به کسب مشغول شدم . اتفاقا خداوند سود زیادی روزی من فرمود تا این که ایام موسم حج فرا رسید . به دلم افتاد امسال به زیارت خانه خدا بروم . پیش مادرم رفتم و قصد خود را به او گفتم . او گفت: اگر چنین خیالی داری، اول امانت آن مرد را رد کن و پول او را بده و بعد برو . من چنین کردم . پس از آن به مکه رفتم . در باز گشت، خدمت حضرت صادق ( علیه السلام) در مدینه رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من عبدالرحمن پسر سیابه هستم . از پدرم پرسید . گفتم: چیزی به جا نگذاشته . سؤال کرد: پس چطور به حج رفتی؟ من داستان رفیق پدرم و هزار درهمی که داده بود را به عرض ایشان رساندم، ولی آن حضرت اجازه نداد همه جریان را نقل کنم . در بین پرسید: آیا هزار درهم او را داده ای؟ عرض کردم: بلی، به صاحبش رد کردم . فرمود: احسنت! خوب کردی، اینک تو را وصیتی کنم . عرض کردم: بفرمایید . فرمود: بر تو باد به راستگویی و رد امانت که اگر چنین کنی، در اموال مردم شریک خواهی شد . این سخن را که گفت، انگشتان مبارک خویش را درهم داخل نموده و فرمود: این چنین شریک آن ها می شوی . من دستور آن جانب را مراعات نموده و عمل کردم . وضع مالی ام به جایی رسید که زکات یک سال من سه صدهزار درهم می شد . (۹)

از این داستان و واقعه تاریخی نتیجه گرفته می شود که صداقت، راستگویی و امانتداری، نه تنها منافاتی با کاسبی ندارد، بلکه روزی انسان را افزون می کند .
با توجه به آیات شریفه، می توان امانت داری را به سه دسته تقسیم کرد:

۱ – امانت های مادی: در سوره بقره به این نوع امانت اشاره دارد: «فان امن بعضکم بعضا فلیؤدالذی اؤتمن امانته » .اگر برخی، برخی را امین دانند و به امانتی بسپارند، بایستی امانت دارنده امانت را به صاحبش برگرداند .

۲ – امانت های معنوی که این خود به دودسته تقسیم می گردد: الف) امانت رسالت که در سوره شعراء به این نوع امانت اشاره می فرماید: «انی لکم رسول امین » (۱۰)

۳ – امانت ولایت: که در سوره احزاب به این نوع از امانات دلالت دارد و بعضی از مفسرین، امانت را در این آیه شریفه به ولایت الهی معنا کرده اند . یعنی کسانی که به این ولایت برسند، خدای متعال تدبیر امور آن ها را به دست می گیرد . و بعضی دیگر با توجه به روایات، به ولایت اهل بیت ( علیه السلام) و دوستی خاندان رسالت وعرفان مقام مقدس آن ها، معنا کرده اند .

————————————
۱) فرقان/۴۴
۲) شمس/۹
۳) تفسیر المیزان ج۴ ص۳۲
۴) جمعه/۲
۵) بحارالانوارج ۲۳، ص ۱۱۰ .
۶)  بحارالانوارج ۲۳، ص ۱۱۰
۷) بقره/۲۸۳
۸)شعراء/۱۰۷
۹) میزان الحکمة، ج ۱، ص ۳۴
۱۰) شعرا آیه ۱۲۵

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید