a

Facebook

Twitter

کپی رایت 2017 سبل السلام.
تمامی حقوق محفوظ است.

9128721982

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
فهرست
 

ظهور غیرت در زندگی امام حسین علیه السلام

گروه فرهنگی تبلیغی سبل السلام > مقاله  > ظهور غیرت در زندگی امام حسین علیه السلام

ظهور غیرت در زندگی امام حسین علیه السلام

یکی از خصلت‌های پسندیده که به آن در روایات ما بسیار سفارش شده است، غیرت می باشد،که در زندگی بزرگان دین خصوصا معصومین علیهم السلام یافت می شود.

غیرت، به معنای آن است که سرشت و طبیعت انسان از این‌که غیر خودش در یک امر موردعلاقه‌اش با او مشارکت داشته باشد نفرت داشته باشد.
انسان غیور، نمی‌تواند تحمل کند که دیگران با نگاه‌های ناپاک یا انگیزه‌های فاسد، به همسر و بستگان او نزدیک شوند و قصد سوء داشته باشند.
گاهی هم غیرت دینی سبب می‌شود که انسان از هر نوع سوءقصد و هجوم مخالفان به دین و ارزش‌های مقدس و معتقدات دینی برآشوبد و عکس‌العمل نشان دهد و در دفع تعرض بکوشد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده است: غیرت از ایمان است.(۱)

قبیله بنی‌هاشم، غیرتمندان روزگار خویش بودند و برای عترت پیامبر ، حرمتی فوق‌العاده قائل بودند. جوانان بنی‌هاشم نیز پیوسته اهل‌بیت امام حسین (ع) را در طول سفر به کربلا، محافظت می‌کردند. شب‌ها نیز با حراست این جوانان، به‌ویژه قمر بنی‌هاشم، زنان حرم آسوده و بی‌هراس می‌خفتند.
غیرت در دریای پهناور وجود اباعبدالله  موج می‌زد و به همه آموخت که نگهبانان دین و ناموس خود باشند و بیشترین حساسیت را در دفاع و صیانت از آن‌ها داشته باشند. او تا آخرین‌نفس از عقیده اسلامی خود دفاع کرد و بر محو باطل پافشاری نمود. او که سرآمد غیرتمندان عالم است در رجز حماسی خویش در روز عاشورا ازجمله بر حمایت از ذریه پیامبر و خانواده پدرش تأکید می‌فرمود.
آن حضرت، روز عاشورا خانواده و دختران و خواهر خود را توصیه کرد که پس از شهادتش، گریبان چاک نکنند و چهره نخراشند و آه و زاری و واویلا سر ندهند و پیش دشمنان صدایشان را به گریه بلند نکنند. در واپسین لحظات هم که مجروح بر زمین افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از سپاه دشمن قصد حمله به خیمه‌ها و تعرض به زنان و کودکان دارند، بر سرشان فریاد کشید که «ای پیروان آل ابوسفیان! اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید و اگر عربید، به اصل و تبار خویش برگردید.«..
شمر جلو آمد و گفت «ای پسر فاطمه چه می‌گویی؟» و امام  فرمود:« من با شما می‌جنگم و شما با من می‌جنگید، پس تجاوزگران و سرکشان و جاهلان خود را تا وقتی من زنده‌ام، از حرم من بازدارید
از غیرت آن امام همام بود که در همان حال هم از کار ناجوانمردانه سپاه دشمن برآشفت و اعتراض کرد و تا زنده بود نتوانست تحمل کند که نامردان به حریم ناموس او نزدیک شوند. غیرت دینی او و یارانش نیز زمینه‌ساز آن حماسه بزرگ شد.
آن امام همام، کشته شدن را بر ننگ ذلت و تسلیم، ترجیح داد و این از غیرت و حمیت او بود. یاران شهیدش هم شب عاشورا و در فرصت‌های دیگر تا پای جان ابراز وفاداری کردند و غیرتشان اجازه نداد که امام و اهل‌بیت  او را در صحرا و میان انبوه دشمن رها کنند و خود، در پی زندگی و عافیت خویش روند.
عباس(ع) ، امان‌نامه دشمن را رد کرد، تیغ‌ها و شمشیرهای دشمن را بر خواری و مذلت ترجیح داد اما فرومایگان، برای کشتن او و به خاطر رضای خاطر والی کوفه و یزید طاغوت، همدست شدند و پس از کشتن عاشورائیان، خانواده آنان را به اسارت بردند.
اعتراض حضرت زینب (س)  به یزید در شام که اهل‌بیت پیامبر را در معرض دید و تماشای مردم کوچه و بازار قرار داده بود، ریشه در غیرت او داشت.
امام (ع) در واپسین لحظه‌های زندگی خویش شرایط ناگواری خانواده و فرزندان، غصه یتیمی و از دست دادن نزدیک‌ترین عزیزان ازیک‌طرف، طی مسیر کربلا تا شام و از شام به مدینه، همراهی دشمنان سنگدل، از طرف دیگر را مجسم کرد.
در چنین شرایطی آن امام همام شیوه دعوت به صبر و بردباری و توجه دادن به نصرت الهی را برگزید تا با دم حسینی خود روح خسته آنان را توان دوباره ببخشد و عزمشان را برای دست‌یابی به همه اهداف، تقویت نمایند.
در مقاتل آمده است: هنگامی‌که امام (ع)  همه یارانش را دید که شهید شده‌اند، برای وداع به خیمه‌ها آمد و ندا دادند «ای سکینه، ای فاطمه، ای زینب، ای ام کلثوم، آخرین درود و سلام من بر شما باد(۲).
سکینه گریه کرد، امام حسین (ع) دختر عزیزش را به سینه چسباند و اشک‌هایش را پاک نمود و اشعاری خواند که ترجمه‌اش چنین است: ای سکینه جانم! بدان که بعد از شهادتم، گریه تو بسیار خواهد شد، دل مرا با افسوس، به سرشک خود مسوزان تا جان در بدن دارم، پس وقتی‌که کشته شدم تو بر هر کس نزدیک‌تر به بدن من هستی که کنارم بیایی و گریه کنی، ای برگزیده بانوان(۳).
همچنین نقل شده است که آن حضرت به فرزندان و خواهران چنین توصیه کردند: «خودتان را برای گرفتاری آماده کنید و بدانید خداوند نگهدار و یاور شما است و شما را از شر دشمنان نجات می‌بخشد و عاقبت امرتان را به خیر خواهد کرد، دشمنانتان را با انواع بلاها عذاب خواهد نمود و به شما، در برابر این گرفتاری، انواع نعمت و کرامت عطا خواهد کرد. پس زبان به شکوه مگشایید و سخنی مگویید که از منزلت و ارزش شما بکاهد.


۱)بحارالانوار ج۳ص۲۱

۲)نفس المهموم فصل بیست و دوم

۳)نفس المهموم فصل بیست و یکم

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید