a

Facebook

Twitter

کپی رایت 2017 سبل السلام.
تمامی حقوق محفوظ است.

9128721982

تماس برای مشاوره رایگان

اینستاگرام

تلگرام

جستجو
فهرست
 

حیای زن قبل و بعد از ازدواج چگونه باید باشد؟

گروه فرهنگی تبلیغی سبل السلام > مقاله  > حیای زن قبل و بعد از ازدواج چگونه باید باشد؟

حیای زن قبل و بعد از ازدواج چگونه باید باشد؟

یکی از صفات خوب و پسندیده که در دین ما به آن سفارش شده است و لازمه ایمان می باشد رعایت حیاء می باشد.

حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَه‏» کسی که حیا ندارد ایمان ندارد.(۱)

از آنجایی که ایمان در حوزه فردی، شرط لازم برای تشکیل حکومت دینی می باشد و حیا با ایمان نسبتی مستقیم دارد، شرط تثبیت و بقای حکومت دینی به حیای تک تک آحاد جامعه بستگی دارد.

با توجه به اینکه ایمان در حوزه فردی، شرط لازم برای تشکیل حکومت دینی می باشد و حیا با ایمان نسبتی مستقیم دارد، شرط تثبیت و بقای حیا؛ در مردان غیرت و در زنان عفت را رقم میزند. حیا با شرم متفاوت است. هر بشر بی‌دینی نیز می‌تواند شرم داشته باشد، اما حیاء، مقوله‌ای ایمانی است و مختص انسان دین‌دار و مۆمن است. حضرت علی(علیه السلام) در مورد نسبت حیا و ایمان می فرمایند: “ایمان درختی است که ریشه‌ آن یقین، شاخه آن تقوا، و شکوفه و میوه‌ آن «حیاء» است”.(۲)

اگر زن در توجه به زیبایی ظاهری و خودآرایی افراط كند، كم‏ كم به حدّی می‏رسد كه بیمارگونه به تجمّل و آرایش می ‏پردازد و هیچ‏گاه احساس ارضا و سیری نمی‏كند.

آیت الله شهید مطهّری در این‏ باره می ‏نویسد: «روح بشر فوق‏ العاده تحریك ‏پذیر است. اشتباه است كه گمان كنیم تحریك‏ پذیری روح بشر محدود به حد خاصّی است و از آن پس آرام می‏گیرد. همان‏گونه كه بشر ـ اعم از مرد و زن ـ در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و تملّك جاه و مقام سیر نمی‏شود و اشباع نمی‏گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‏شود. و از طرفی، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت، دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری‏های روانی می‏گردد».(۳)

«حجاب»، که به معنای پوشیدن تمام بدن و زیبایی‏های ظاهری زن در برابر مردان بیگانه است، برای پیش‏گیری و مهار برخی گرایش‏ها و رفتارهای خودنمایانه و وسوسه ‏انگیز می‏باشد

از اینجا فلسفه و حكمت وجوب پوشش و حجاب برای زن در اسلام مشخص می‏شود؛ زیرا این حكم به دلیل اینكه نقش اساسی در متعادل كردن غریزه خودنمایی و تبرّج زن دارد، عامل مهمی برای جلوگیری از بخش بزرگی از اضطراب‏ها و دغدغه ‏های فكری زن محسوب می‏شود.

صفت حیا و شرم به طور طبیعی، در زن بیش از مرد وجود دارد. به همین دلیل است كه زن فطرتا و از روی طبع و غریزه، میل به پوشش بدن خود در مقابل نامحرم دارد و از برهنگی دچار اضطراب می‏شود. شواهد فراوانی در اسلام بر فطری و غریزی بودن حیا برای زن وجود دارند و علاوه بر اینكه قرآن به این مطلب اشاره كرده، از نظر روان‏شناسی، زیست‏ شناسی و جامعه ‏شناسی نیز قابل اثبات است.

شواهد فراوانی در اسلام بر فطری و غریزی بودن حیا برای زن وجود دارند و قرآن نیز به این مطلب اشاره کرده است. زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه نقش بسیار مهمی در ایجاد و گسترش عفّت، پاک‏دامنی و اخلاق در بین جوامع بشری دارند. عفّت و حیای زن، که یکی از مهم‏ترین عوامل حفظ و بقای عفّت عمومی است، نه تنها در تمام ادیان و مذاهب الهی مورد تأکید قرار گرفته، بلکه افکار بشری نیز آن را مورد تأیید قرار داده ‏اند.

از نظر اسلام، اهمیت این موضوع به حدّی است که برخی روایات آن را «تمام دین» می‏دانند. در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده که فرمودند: حیا تمام دین است.(۴)

امام علی(علیه السلام) نیز در مورد عفّت و پاکدامنی می‏فرمایند: «عفّت و پاکدامنی منشأ هر خیری است.» (۵) به همین منظور، در تمام ادیان و مذاهب آسمانی، قوانین گوناگونی برای حفظ و بقای عفّت و حیای عمومی وضع شده ‏اند، که «حجاب» و پوشش زن از جمله آن‏هاست.

«حجاب»، که به معنای پوشیدن تمام بدن و زیبایی‏های ظاهری زن در برابر مردان بیگانه است، برای پیش‏گیری و مهار برخی گرایش‏ها و رفتارهای خودنمایانه و وسوسه ‏انگیز می‏باشد.

اهل بیت (علیهم السلام) همه مردم، به ویژه زنان را به حیا و عفت فرا خوانده اند تا جامعه ای مطلوب به وجود آید و حرمت و قداست زن حفظ گردد. بی تردید یکی از نشانه های حرمت زن، در حیا و عفت او ظهور می‌کند. در فرهنگ ائمه (علیهم السلام) زن مانند عروسک و کالا نیست که از آن استفاده ابزاری شود، بلکه زن جایگاه بس بلندی دارد که بی عفتی با حرمت و قداست او همخوانی ندارد. حیای زن نقش بنیادی در حفظ کرامت و پاکدامنی و عفت گرایی و استحکام نظام خانوادگی دارد.

حفظ این عناصر اختصاص به قبل و بعد ازدواج نداشته و لازم است که در همه شرایط حفظ گردد. بر این اساس معصومین(علیهم السلام) در گزینش همسر ایده آل به اصالت خانوادگی و پاکدامنی و دین مداری توجه نمود اند. بعد از ازدواج نیز زنان و مردان را به عفت عمومی فرا خوانده و حیا را زمینه ساز عفت و پاکدامنی دانسته اند.

امام علی(علیه السلام) فرمود: ” شرم و حیا موجب عفت و پاکدامنی است”. البته از نشانه های عفت نیز شرم و حیا است.

دعوت معصومین (علیه السلام) به حیا و عفت عمومی، به ویژه حیای زنان ریشه قرآنی دارد. در قرآن به حیا و حفظ عفت عمومی سفارش شده است و از برخی زنان مانند دختران شعیب به عنوان زنان با حیا یاد شده است

حیای زن باعث می شد که خود را در برابر نامحرمان به نمایش نگذاشته و با حیای خود پاکدامنی و عفت عمومی را نیز فراهم کند. متأسفانه امروزه یکی از عوامل مهم زمینه ساز ناهنجاری ها، بی حیایی زنان است. از سوی دیگر حیای زن در جلب محبت شوهر نقش کلیدی دارد، زیرا غیرت مردها اقتضا می‌کند که همسر او در معرض لذت گرایی مردان نامحرم قرار نگیرد و با حیای خود بستر محبت شوهر را فراهم کند؛ از این رو امام صادق(علیه السلام) زنان را به حیا دعوت نمود:‌ “بهترین زنان شما کسی است که چون با شوهرش خلوت کند، پیراهن حیا از تن بکند، اما هرگاه بیرون از خانه رود، لباس و زره حیا بپوشد”.(۶)

پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود:”بهترین زنان شما زن پاکدامنی است که دامن و شرمگاه خود را از نامحرمان حفظ کند”.(۷)

امام سجاد(علیه السلام) مراقب حفظ شئون اهل بیت(علیهم السلام) به ویژه بانوان بود. امام در کوفه از ابن زیاد خواست مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه زنان بفرستد.

در قرآن در مورد برخی زنان مانند دختران شعیب به عنوان زنان با حیا یاد شده است.(۸)

حفظ عفت و پاکدامنی اختصاص به زمان خاصی ندارد، تا دختران قبل از ازدواج بیشتر مورد توجه قرار دهند و بعد از ازدواج بدان اهمیت ندهند، چنانکه در برخی از جوامع چنین وانمود می شد که دختران باید بیشتر به حیا توجه نمایند.

بنابر این حفظ حیاء بر زنان و دختران در همه حال واجب است،و ایمان خود را باید این گونه حفظ کنند.

——————————

(۱) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۹٫

(۲) ‌ قصص (۲۸) آیة ۳۰ و ۳۱٫

(۳) منتخب الغرر، ص ۱۶۱٫

(۴) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵٫

(۵) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵٫

(۶) موسوعة کلمات الامام الحسین، ص ۴۰۶٫

(۷) تاریخ طبری، ج ۴، ص ۳۰۵٫

(۸) قصص (۳۸) آیة ۲۵٫

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید